خرید بک لینک

میگن ایرانیا حافظه تاریخی ندارن، به نظرم عبارت غلطیه، باید گفت ایرانیا حافظه "کوتاه مدت" تاریخی ندارن،2500 سال پیش رو خوب یادشونه، اما چهار،هشت، یا دوازده سال گذشته رو یادشون نمیاد، کلا با مضرب چهار مشکل دارن.

روز کوروش کبیر مبارک!

برچسب: سال روز کوروش کبیر,سال روز تولد کورش کبیر, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 4:17

من نویسنده یا شاعر نیستم هیچگاه دنبال "بیان" احساسم نبودهام اینکه بخواهم "حس بگیرم"، یکدفعه جرقهای بخورد، الهام شود، این کارها را بلد نیستم. همیشه احساسم به کلمات فشار آورده، هنگام رها شدن فرم "بیان" میگیرد. پیرو قوانین ترمودینامیک است، به وجود نمیآید و از بین نمیرود، از شکلی به شکل دیگر تغییر ماهیت میدهد، اگر ننویسم حتماً از جای دیگر بیرون میزند. راستش را بخواهید کلاً با نوشتن مشکلدارم، خطم را جلوی آفتاب بگذارید کسوف میشود،حافظهام خراب است، املای لغات را فراموش میکنم اما میدانید در زندگی یک چیز را خوب یاد گرفتهام ،"س

برچسب: اعترافات یک ذهن خطرناک,اعترافات يك ذهن خطرناك,اعترافات یک ذهن,اعترافات یک ذهن خطرناک هومن سیدی,اعترافات یک ذهن مغشوش,اعتراف یک ذهن خطرناک,فیلم اعترافات یک ذهن خطرناک,فيلم اعترافات يك ذهن خطرناك,فیلم اعتراف یک ذهن خطرناک,دانلود فیلم اعترافات یک ذهن خطرناک, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 4:16


دیروز زیر باران ماندم

یکسره به زمین و زمان فحش می دادم

امروز بدن درد و احوال ناخوش زمین گیرم کرده

دارم به احساسات شاعرانه و ادبیم نسبت به باران فکر میکنم

چقدر ما آدم ها متفاوتیم

با آنچه می اندیشیم

از آنچه به زبان می آوریم

و آنگونه که عمل می کنیم

برچسب: باران چت,باران کوثری,باران,باران فیلم,باران خواننده,باران مووی,باران موزیک,باران تویی,باران عشق,بارانويا, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 4:16

ای نازنین در دیار آوازه پرستان غنچهی شعر و حکایت بهر که شکفتی؟، مگر نمیدانی؟ اینجا فصلِ روییدن بهارِ شُهره و نامداریست، چتر روایتِ دل بهر که گشودی؟ مگر ندیدهای؟ اینجا وقتِ باریدن نمکزار و اسیدی ست، گر توانی رو بال درآور فرشتهای شو کتیبهای آسمانی نازل کن بنگر چه دژخیمانه جماعت شوریده و زبان گَزیده نخوانده نیمی سورهات نام خدایت طلب کند، ای نازنین این خشکه بیابان، امیدِ کیست، سر سپردهای؟ مگر نمیدانی؟ اینجا سر سپردن کوچ ییلاق و قشلاق است، کجا گریزان شوی، بینام و نشان کجا رها روی، بی اسم و رسم اینجا رونقِ "نامدانیست" رخت ِآدمِ بی

برچسب: نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 14:43

تنهاییام از آن دسته دردهای مهروموم دار است، لاک قرمزی رویش خورده، نوشته:"خیلی محرمانه!". نمیدانم چرا اما هر وقت که نوبت به وصف حالش میرسید،"تیغِ غیبی" رشته کلام پاره میکرد و زبانم قفل میشد. شده بود مصداق "زبان قاصر" شاید هم کملطفی از جانب من بوده! آخر به یاد دارم یک روز دستش را گرفتم بردم انتهای صف، پشت هزار و یک درد دیگر، گفتم: اینجا بشین تا اولیایت بیایند، من حوصله بچهداری ندارم! از آن روز به بعد با من قهر کرد، دیگر مرا محرم خود نمیداند! شاید هم به این خاطر باشد که با تنهایی کنار آمدهام! یا اینکه او تمام مدت کنارم میآمده! نمید

برچسب: خیلی محرمانه,خیلی محرمانه سری,اخبار خیلی محرمانه,خبرهای خیلی محرمانه,نامه خیلی محرمانه,اسناد خیلی محرمانه,تعریف اسناد خیلی محرمانه,خبر خیلی محرمانه,سایت خیلی محرمانه,نامه های خیلی محرمانه, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 14:43

من نمیدانم این تلطیفهای فانتزی را که راجع به جنس مرد نوشته میشود چه کسانی مینویسند!، متنی میخواندم که مردها را به پسر کوچولوهای ریشدار و موجوداتی که زورشان به در کنسرو میرسد و امثالهم تشبیه کرده بود، یا درجایی دیگر خواندم مردها این موجودات شکمگنده و کچل و دوستداشتنی و...، بعید میدانم این چیزها نوشته مردها باشد، اگر هم اینطور بوده چندان رو راست به نظر نمیرسد!، بگذریم...، اجازه بدین من هم چندخطی در باب این موجود (بهزعم دوستان) فانتزی و گوگولی که بانی دو "جنگ جهانی" و صدها جنگ کوچک بزرگ دیگر بوده است بنویسم. به نظر من "مرد" موجود محکوم

برچسب: نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 14:43

کسی اگر بیکار شود همیشه عدهای هستند که بگویند:" یارو کار و زندگی نداره!" اگر همان شخص زیاد کار کند بازهم بعضی میگویند: "ایبابا زندگی که نشد همش کار!" آدم یک لِنگش در هوا و آنیکی همراه خودش در خلاء میماند، معلوم نیست زندگی کردن کار است یا کار کردن زندگی! برای خودم هم جای سؤال دارد که کدام به کدام است! البته به نظرم معانی این دو همتای همیشگی (کار و زندگی) منافات اساسی دارد. حکایت اولی که مشخص است کار کردن وقت و بیوقت سرش میشود، روز و شب دارد، شروع و پایانش دست خودت است، جا و مکان و علائم دارد، مثلاً: توی تاکسی چُرت میزنید، رخت و لباست

برچسب: کار و زندگی در کیش,کار و زندگی,کار و زندگی در دبی,کار و زندگی در ترکیه,کار و زندگی در آلمان,کار و زندگی در استرالیا,کار و زندگی شریف,کار و زندگی در گرجستان,کار و زندگی در کانادا,کار و زندگی در ارمنستان, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 14:43

خیزِ شب، نیمهاش به تامِ ظلمت میرسد و کهنه خشمِ فروخوردام چو تک پیادهای، بی نظام بازماندهٔ نسلی خود خورده، به چنگالِ رشک و تمنا چهره تکیده آتیه بر خشتِ ماسیدهٔ امید خراشد، گویا درین قارهٔ نادیدگان و زین قطبِ آفتاب گسیخته سقِ سیاههٔ آفاق رنگبهرنگِ پریدهٔ شفقت تنها بَرچین و شکنجِ شفق طلوع کند، شبانگاه تنِ عریان به آسمان خواهم زد که شاید، نشتِ "هیسِ" قلبی دور تپیده چو زمزم و چِک چِکی درد چِکیده بر سینهٔ چاکیدهام شهدِ فراغ تراود

برچسب: شبانگاهان,شبانگاهان مختاباد,شبانگاه,شبانگاهان تا حریم فلک,شبانگاهان تا حریم سحر,شبانگاهان مختاباد دانلود,شبانگاهان سوسک اومد خونمون,شبانگاهان از مختاباد,شبانگاهان مختاباد mp3,شبانگاهان عبدالحسین مختاباد, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 14:42

صفحه بندی